محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2004
تاريخ الطبرى ( فارسي )
داد . » هديهء شاه چين را به آنها نشان داد و گفت : « اين نامه را به جواب يزدگرد نوشت و به من گفت : « ميدانم كه بايد شاهان ، شاهان را بر ضد غالبان يارى دهند . وصف اين قوم را كه شما را از ديارتان بيرون كردهاند بگوى كه شنيدم از كمى آنها و بسيارى خودتان سخن كردى ، غلبهء امثال اين گروه كم بر شما كه گفتى بسيار بودهايد به سبب صفات خوب آنها و صفات بد شماست . » گفتم : « هر چه خواهى بپرس ؟ » گفت : « آيا درست پيمانند ؟ » گفت : « آرى » گفت : « پيش از آنكه جنگ آغاز كنيد با شما چه مىگويند ؟ » گفتم : « ما را به يكى از سه چيز مىخوانند : يا دينشان كه اگر پذيرفتيم ما را همانند خودشان مىدانند يا جزيه و حفاظت ، يا جنگ » گفت : « اطاعت آنها از اميرانشان چگونه است ؟ » گفتم : « از همه كسان نسبت به سالار خود مطيعترند . » گفت : « چه چيزها را حلال مىدانند و چه چيزها را حرام » به او گفتم . گفت : « آيا چيزى را كه بر آنها حلال شده حرام مىكنند يا چيزى را كه بر آنها حرام شده حلال مىكنند ؟ » گفتم : « نه » گفت : « اين قوم تباه نمىشوند تا حلالشان را حرام كنند و حرامشان را حلال كنند . » آنگاه گفت : « لباسشان چگونه است ؟ » به او گفتم . از مركوبشان پرسيد .